در هر موضوعی می توان انسان های بدقول را از کشورهای مختلف به صف کرد. مثلا در قراردادهای سیاسی و اجتماعی در حوزه بین الملل، آمریکا یکی از بدعهدترین کشورهای جهان است و البته در حوزه اقتصادی به خصوص خودرو، فرانسوی ها گوی سبقت در بد قولی و عمل نکردن به قراردادهای تجاری را از آن خود کرده و سال های آینده نیز این مقام را برای خود حفظ خواهند کرد.

در اولین دوره تحریم صنعت خودرویی کشور، فرانسوی ها با تمام ادعاهای ریز و درشت خودشان به گونه ای از صحنه خودروسازی ایران محو شدند که گویی سال های سال بود که از ایشان در این حوزه خبری نبود. البته کره ای ها، ژاپنی ها و آلمانی ها هم در این مورد دست کمی از فرانسوی ها نداشتند اما، قدمت همکاری صنعت خودرو ایران با برندهایی همانند پژو، سیتروئن و رنو بسیار بیش از همکاری با برندهای سایر کشورها است.

بهانه خروج برای خودروسازان فرانسوی قطعنامه های سازمان ملل علیه کشورمان بود اما در دور جدید تهدیدات آمریکا علیه کشورمان که تحریم جزو لاینفک آن شده است، باز این خودروسازان فرانسوی هستند که پیش از سایر برندها آمادگی خود را برای رفتن اعلام کرده و چه زود از یاد بردند آن عبارت معروف که: "آمده ایم تا گذشته را جبران کنیم و یا آماده هستیم تا روابط جدیدی در صنعت خودروی ایران داشته باشیم."

 

فرانسوی ها

 

3 برند معروف فرانسوی که برخی سهم صفر و برخی سهم یک رقمی در بازار خودرو امریکا دارند، این بار و بدون وجود قطعنامه بین المللی، فقط به خاطر اخم امریکایی ها، استقلال خود را فدا کرده و باز هم می خواهند بروند.

در دور جدید همکاری ها که از همان اولین ساعات امضای برجام کلید خورد، برندهای فرانسوی برای تولید و نه مونتاژ به ایران آمدند. یکی با ایران خودرو جوینت ونچر ایجاد کرد و شد ایکاپ. آن دیگری با سایپا شریک شد و شد سایپا- سیتروئن و سومی هم هر دوی خودروسازان را دور زد و به سراغ دولت رفت تا کارخانه خود را در بن رو تاسیس و خودروی خود را خودش تولید کند!

البته در خصوص هر 3 این همکاری ها برخی سوء مدیریت ها و کاغذ بازی ها روند انجام کارها را بسیار کند کرد و شاید چنانچه با مدیریت بهتری کارها جلو می رفت، به دلیل حجم سرمایه گذاری این 3 برند در مجموعه های نام برده شده، خروج از ایران دیگر به این آسانی مقدور نبود اما ...

جدای از سو مدیریت طرف های ایرانی به خصوص در جریان قرارداد رنو و تولید این برند که باید در همین سال میلادی به ثمر می نشست، خود فرانسوی ها نیز گویی از ترس پدرخوانده خود (ترامپ) میل زیادی به سرعت بخشیدن به کارها نداشتند.

در ماه های گذشته هر 7 روز یک مصاحبه از سوی یکی از مدیران شرکت های خودرویی فرانسوی رسانه ای شده است که یکی در میان بر ماندن و خروج از ایران تاکید می کند.

تناقض در گفتار مدیران ارشد پژو، سیتروئن و رنو آن قدر زیاد است که دیگر کمتر رسانه ای به این گفته ها استناد می کند. به طور مثال امروز مدیران رنو بر خلاف حرف عای قبلی خود باز هم گفته اند می رویم! به کجا؟ شاید خودشان هم نمی دانند.

در این نوشته قصد نداریم که بگوییم یا التماس کنیم که نروید و یا لطفا بمانید؛ بلکه می خواهیم یادآوری کنیم که این رفتن را دیگر آمدن و برگشتی نخواهد بود و هر که رفت دیگر رفت و بازار ایران را باید فراموش کند اما؛ چیزی که نباید فراموش کند این که بر اساس تمام قوانین تجاری، تا 10 سال باید به تولیدات برند خود در ایران که توسط ایرانیان خریداری شده است، خدمات ارائه دهند و این خدمات باید به گونه ای باشد که مشتری ایرانی آب در دلش تکان نخورد.

البته بر کسی پوشیده نیست که در این مقطع نوع سیاستگذاری مدیران دولتی و خودروسازان ما کاملا بر نوع همکاری این برندهای فرانسوی موثر است و تنها همان هایی که قراردادهای جدید خودرویی را بسته و با آن عکس گرفته اند می دانند که آیا برای فرار فرانسوی ها از تعهدات خود، گافی داده اند( مانند گذشته) و یا این بار از تمام هوش داشته و نداشته خود برای متضرر نشدن ایران و ایرانی بهره برده و کاری کرده اند که این شرکت ها در صورت خروج 100 درصدی از صنعت خودروی ایران، نقره داغ شوند.

امیدواریم دوستان از قراردادهای ترکمان چای صنعت خودرو در دهه های گذشته درس عبرت گرفته و در قراردادهای جدید این درس ها را اجرایی کرده باشند.

فقط امیدواریم؛ همین!